تبليغاتX
گرافیک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 21 آبان1387ساعت 8:59 بعد از ظهر توسط مائده |

Formula Toothcare Advertisement

“builds strong teeth”
 
 

Nike Advertisement

Transparent Billboard by Nike.
 
 
 
Yodobashi Camera Store Bus Advertisement
 
 

3M Security Glass Advertisement

3M was so sure their Security Glass was unbreakable, they put a large stack of cash behind it and shoved it in a bus stop.
 
 

Radiant Gym “Running” Advertisement

Obesity finds it hardest to catch up with those who are running
 
 
YKM Bag Advertisement
 
 
Where’s your child?
 
 

Premiere “Spiderman” Advertisement

Your TV program takes a break when you do.
Personal digital TV with delayed viewing.
 
 
Creative Adidas Advertisement
 
 
Funeral Services Advertisement

+ نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 2:27 بعد از ظهر توسط مائده |

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 9:4 بعد از ظهر توسط مائده |

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 مرداد1387ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط مائده |

سلام به خوانندگان عزیز وبلاگم

واقعا از شنیدن خبر درگذشت خسرو شکیبایی متاثر شدم. من از بیماری ایشون خبر نداشتم. باورم نمیشد.

هنرمند توانایی رو از دست دادیم. کسی که دیگه مثل خودش وجود نداشت فقط یکی بود.

دنیای بی وفایی داریم. به هیچ چیز نمیشه دل بست.

امیدوارم که خداوند روح خسرو شکیبایی را بیامرزد که همیشه ما رو با بازیهای خوبش خوشحال میکرد.

+ نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت 1:41 بعد از ظهر توسط مائده |

میلاد

برای روز میلاد تن من/ نمیخوام پیرهن شادی بپوشی

به رسم عادت دیرینه حتی/ برایم جام سر مستی بنوشی

برای روز میلادم اگر تو /به فکر هدیه ای ارزنده هستی

منو با خود ببر تا اوج خواستن/ بگو با من که با من زنده هستی

که من بی تو نه آغازم نه پایان/ تویی آغاز روز بودن من

نذار پایان این احساس شیرین/ بشه بی تو غم فرسودن من

نمیخوام از گلای سرخ و آبی/ برایم تاج خوشبختی بیاری

به ارزشهای ایثار محبت/ به پایم اشک خوشحالی بباری

بذار از داغی دستای تنهات/ بگیره حرم گرم و بستر من

بذار با تو بسوزه جسم خستم/ ببینی آتش و خاکستر من

تو ای تنها نیاز زنده موندن/ بکش دست نوازش بر سر من

به تن کن پیرهنی رنگ محبت/ اگه خواستی بیایی دیدن من

که من بی تو نه آغازم نه پایان/ تو ای آغاز روز بودن من

نذار پایان این احساس شیرین/ بشه بی تو غم فرسودن من

+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 2:14 بعد از ظهر توسط مائده |

پرستو PRESTO جدید ترین فیلم کوتاه پیکسار که در تاریخ ۱۰ ژوئن ۲۰۰۸، در فستیوال کن ، و پیش از نمایش همزمان با WALL-E ،نخستین نمایش عمومیش را تجربه کرد ، یکی از کارتونی ترین تولیدات کوتاه پیکسار تا به امروز محسوب میشود که با نگاهی به انیمیشن های کلاسیک بزن و بکوب (slapstick) استودیوی وارنر یا تام و جری های مترو گلدوین مه یر ساخته شده است. فیلم، داستان شعبده باز کارکشته ای( پرستو ) را بیان می کند که درگیر نبرد مضحکی با خرگوش دست آموز و گرسنه ی خودش میشود . الک Alec ، خرگوش موذی و حیله گر چند چشمه از ترفند های پرستو را بر روی شعبده باز مغرور اجرا میکند و کار تا به آنجا بالا میگیرد که شعبده باز مغرور ناگهان متوجه میشود که بصورت واژگون آویزان شده است و در حال سخنرانی در مورد هویج است ! پرستو هرگز چنین تحقیری را تجربه نکرده است…. فیلم سرشار از موقعیت های خنده دار است. به صورت پرستو تخم مرغ پرتاب میشود، از نردبان سقوط میکند، برهنه میشود، به او شوک الکتریکی وارد میشود، بصورت کاملا بی اراده میرقصد، به اینسو و آنسو پرتاب میشود و تماشاچیان نیز در تمام این لحظات فریاد شادی سر میدهند! و مسئول تمام این مصیبتها کسی نیست بجز الک، خرگوش آب زیرکاه.

برای انیماتور پر سابقه ی پیکسار، داگ سویتلند Doug Sweetland ، که نخستین تجربه ی کارگردانیش را با این فیلم کوتاه شروع کرده است، کارگردانی پرستو یک مکاشفه ی تمام عیار بوده است. او توضیح میدهد:

“آنچه که من در ذهن داشتم و آنچه که بر پرده آمد دو چیز متفاوت بودند. تنها چیز مشترک بین این دو مقوله این بود که در هردو یک خرگوش و یک شعبده باز وجود داشتند. با این حال ایده ی باز گشت به حال و هوای انیمیشن های بزن و بکوب قدیمی به خوبی در فیلم شکل گرفت. ایده ی اصلی من این بود که شخصیت شعبده باز یک شخصیت دوست داشتنی و معصوم باشد که خرگوشش او را ترک میکند و شعبده باز بیچاره که قرار است به روی صحنه برود را دست تنها میگذارد! در همین لحظه یک خرگوش دیگر که از طرفداران شعبده باز است ضربه ای به در میزند و وارد اتاق شعبده باز میشود تا از او امضای یادگاری بگیرد . شعبده باز بلافاصله این هدیه آسمانی را قاپ میزند و خرگوش تازه وارد را به صحنه میبرد و دردسر از همانجا شروع میشود. اما دردسر های واقعی من از زمانی شروع شد که فیلمنامه به آنچه که امروز میبینیم تغییر کرد. یعنی زمانی که شخصیت معصومی که من از پرستو در ذهن داشتم،به یک شخصیت لجباز مبارزه طلب و در عین حال کم حافظه تر از کاراکتر مقابلش( الک خرگوش) تبدیل شد.”

داگ سویتلند به مرور متوجه میشود که در پیدا کردن مسیر داستان به نحوی که چفت و بست محکمی داشته باشد ،دچار مشکل شده است.

” من در طی چندین ماه، بارها و بارها اساس داستان را پی ریزی کردم و سپس آنچه که ساخته بودم را خراب کردم و دوباره از اول شروع کردم. اما نهایتا پی بردم که باید به مغز های بارزش پیکسار اعتماد کنم. منظورم کسانی است مانند: جان لستر، اندرو استنتون، پیت داکتر، باب پیترسون و لی آنکریچ. اشتباه من در ابتدا این بود که تصور میکردم داستان عبارت است از مجموعه ای از بهترین ایده های ممکن که به یک موضوع واحد مربوط باشند. اما این اشتباه بود. من بجای پرداختن به ایده های منقطع باید به حفظ توالی داستان میپرداختم.در مقطعی اندرو استنتون متوجه شد که من به ایده های قدیمی چسبیده ام. او به من گفت: بجای فکر کردن به ایده ها،اونها رو طراحی کن. پنج دقیقه بیشتر وقت نمیگیره. منظورش این بود که خودم را رها کنم، انقدر به ایده ها نچسبم و سعی نکنم که اونها رو تحت کنترل بگیرم. برعکس اجازه بدم که ایده ها منو به جلو ببرند.

نکته دیگه این بود که کلاههای شعبده بازی پرستو در همه جای داستان حضور داشتند و من دائما سعی میکردم که با این کلاهها کاری انجام بدم و اینطور بود که من تقریبا اهمیت کاراکترها را از یاد برده بودم. داستان داشت بدون آنها شکل میگرفت. باب پیترسون به من گفت: “ممکنه که به نظرت عجیب بیاد. اما داستان باید بتونه بدون حضور اون کلاهها هم جلو بره.” این حرف او باعث شد که من به دو کاراکتر اصلی بیشتر توجه کنم و داستان را بر اساس مجادلات و درگیری های آنها پی ریزی کنم.

تاثیر گرفتن از انیمیشنهای کلاسیک وارنر، مانند باگزبانی، و کلاسیک های MGM مانند تام و جری، بر اساس نیاز های نهفته در ساختار داستان شکل گرفت. ما باید میفهمیدیم که خرگوش داستان ما به چه چیزهایی نیاز دارد؟ باید از علت ستیز و کشاکش بین کاراکترها سر در میاوردیم و برای کشف این نکات، ما بیشترین زمان ممکن را صرف کردیم. بیشترین زمان ممکن برای شکل گرفتن ۳۰ ثانیه ی اولیه داستان صرف شد و بلافاصله بعد از اینکه ما شخصیت شریر و خبیث پرستو را کشف کردیم، دیگر راهی مگر مراجعه به روابط دشمنانه و طنز آلود شخصیتهایی مثل باگزبانی و المر فاد و یا تام و جری وجود نداشت و اینها الگوی ما برای شکل گیری روند داستان شدند.

سویتلند ادامه میدهد: “سبک بصری فیلم نیز یکی از چالشهای ما بود. ما بسیار به فیلمهای تکس آوریTex Averyمراجعه میکردیم. اما تقریبا همه متوجه شده بودیم که الگوی اصلی بصری ما فیلمهای تام و جری هستند. چرا که پرستو ، تام بود و الک جری. ما همچنین به فیلمهای استودیوی وارنر نیز مراجعه میکردیم. بخصوص به فیلمهای باگزبانی و مخصوصا به فیلم Long-Haired Hare به کارگردانی چاک جونز ،که در آن باگز بانی با یک خواننده اپرا درگیر میشود. فیلمهای تکس آوری هم از اینجهت برای ما الگو بودند که بیشترین گرایش را به طنز تصویری دارند. ما قرار بود که یک پانتومیم طنزآلود اجرا کنیم و در نتیجه به فیلمهای تکس آوری نگاه میکردیم تا دریابیم که او چگونه طنز را به حرکت در می آورده. در فیلمهای کوتاه یکی دیگر از چالشها و پرسشهای عمده این است: اوج کمدی کجاست؟ در کجا قرار است بیننده طنز را بگیرد و انفجار خنده آغاز شود؟ و بعد به این نتیجه خواهید رسید که باید تمام حرکات و جهت گیری فیلم در جهت رسیدن به نقاط اوج کمدی طراحی شود. این یکی از مواقعی است که شما ممکن است فکر کنید که متحرک سازی کمتر ممکن است کار را آسانتر کند. اما هر گونه کم کاری و کمبود تحرک در فیلم، به معنی صرف وقت بیشتر برای فکر کردن

 

در مورد مکان، یعنی سالن نمایشی که پرستو در آنجا نمایش میدهد، ما به تصاویر زیادی از سالن های مختلف مراجعه کردیم.سالن اپرای لندن و سالن اپرای پاریس و همچنین سالنهای تئاتر قدیمی سانفرانسیسکو. پرستو بسیار تلاش دارد تا یک فرد درجه یک شناخته شود و بینندگان برنامه های او همه از طبقه اعیان اجتماع هستند و در نتیجه سالن نیز میباید بصورت یک سالن درجه یک ساخته میشد. سالن تئاتری که در فیلم میبینید یکی از نکات مورد علاقه من در این فیلم است، اگرچه که پرکردن این سالن( با تماشاچیان) یکی از بخشهای پر هزینه ی این فیلم کوتاه بود.

صحبتهایی در این زمینه شده بود که برای نشان دادن جمعیت ، به نمایش دادن کاتهایی ( برون برش هایی) از صورت تماشاچیان بسنده شود. اما داگ سویتلند معتقد است که نماهایی از پشت سر تماشاچیان که به صحنه نگاه میکنند ، هم جلوه طبیعی تری دارد و هم به حس تحقیر و خوار شدن پرستو ( توسط خرگوش) در برابر تماشاچیان دامن میزند.

+ نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت 2:24 بعد از ظهر توسط مائده |

نمایشگاه «تصویرپزی‌»های 20 تصویرگر بانمک ایرونی

روزهای 11 و 12 خرداد ماه، نمایشگاهی از آثار 20 تصویرگر کتاب کودک با عنوان «تصویرپزی‌های 20 تصویرگر بانمک ایرونی» با همکاری سفارت ایتالیا در خانه هنرمندان برگزار می‌شود.

هدی حدادی، تصویرگر و رییس هیئت مدیرهء انجمن تصویرگران کتاب کودک در گفت‌وگو با شهرزاد، با اعلام این خبر گفت:« این تصاویر بر اساس دستور پخت 100 غذای سنتی ایتالیایی که توسط 10 آشپز ایتالیایی نوشته شده، آماده  و زیر نظر یک معلم ایتالیایی توسط بیست تصویرگر ایرانی طراحی شده است.»

این مجموعه که به پیشنهاد سفارت ایتالیا و به‌همت علی بوذری، عضو هیئت مدیرهء انجمن تصویرگران کتاب کودک، در تهران تهیه شده، در قالب کتابی با نام «100 مزهء خوشمزه» توسط نشر «مثلث» منتشر می‌شود.

 

 

به گفتهء خانم حدادی، از این کتاب در مراسم افتتاحیهء این نمایشگاه رونمایی خواهد شد.

به‌گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی شهرزاد، نگین احتسابیان، بنفشه احمدزاده، عطیه بزرگ‌سهرابی، علی بوذری، الساندرا چیماتوریبوس، هدی حدادی، سحر حقگو، شراره خسروانی، فاطمه رادپور، پژمان رحیمی‌زاده، مرتضی زاهدی، مهکامه شعبانی، فرشید شفیعی، فرانک صالحی، مهناز صبور، سید محمدمهدی طباطبایی، علی عطایی، ندا عظیمی، گلریز گرگانی، عطیه مرکزی، مانلی منوچهری و مرجان وفاییان، بیست تصویرگری هستند که آثار خود را در این نمایشگاه به نمایش گذاشته‌اند.

حدادی دربارهء شیوه‌ء اجرای این مجموعه گفت:«سعی شده‌است که تصاویر منطبق با متن باشد، با این‌حال، صددرصد این موضوع رعایت نشده و تصویرگران ایرانی هر کدام نمک کار خود را به این تصاویر افزوده‌اند.»

+ نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت 2:17 بعد از ظهر توسط مائده |

پوستر بیست و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر امروز (2/11/86) رونمایی می‌شود.

 پوستر بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر با تركیبی جدید و قالبی نو توسط دبیرخانه جشنواره رونمایی می‌شود. برای اولین بار در طول برگزاری جشنواره فیلم فجر، پوستر این جشنواره با تلفیق نمادهایی ملی، سنتی با باورهای مذهبی و عاشورایی ترسیم شده است.
همچنین قرار است طراحان این پوستر درباره نمادهای آن صحبت کنند. طراحان این پوستر هنوز معرفی نشده‌اند.

نظر کسانیکه این پوستر را دیده اند حاکی بر این است که این پوستر غیر هنری است و یک گرافیست نمیتواند اینگونه طراحی پوستر انجام دهد.

+ نوشته شده در سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 2:10 بعد از ظهر توسط مائده |

محمد علی خفاجی تنها طراح ایرانی است که پوسترش به بخش نهایی مسابقه پوستر موزه دیزاین مکزیک راه یافته. 

برای این مسابقه حدود 1300 پوستر از سراسر جهان ارسال شده که نهایتا 130 اثر برای نمایشگاه انتخاب شده است.

TinyPic image

+ نوشته شده در شنبه 28 مهر1386ساعت 2:16 بعد از ظهر توسط مائده |

به گزارش سایت خبری رسم و به نقل از سینمای ما ، طراحی و اجرای پوسترهای فیلم سینمایی سنتوری توسط محمد رضا شریفی نیا به پایان رسید. پیش از دیدن این آثار ، مطالعه گفتگوهای اخیر چند تن از صاحب نظران گرافیک ، درباره پوسترهای سینمایی ، خالی از لطف نیست:
 
ـ گفتگو با استاد جوادی‌پور : به ندرت جنبه هنری دارد.
ـ گفتگو با قباد شیوا : اینها رو به انحطاط هستند.
ـ گفتگو با آیدین آغداشلو : کوچکترین سازگاری با اصول گرافیک ندارند.
ـ گفتگو با ابراهیم حقیقی : آلودگی بصری ایجاد می کنند.
ـ گفتگو با مصطفی اسدالهی : هر کسی به خود اجازه می دهد پوستر طراحی کند.
ـ گفتگو با امراله فرهادی : ارزش گرافیکی ندارد.
ـ گفتگو با ساعد مشکی : بدون تفاوت با تبلیغات پفک نمکی.
ـ گفتگو با بیژن صیفوری : پوستر فیلم حال خوشی ندارد.
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
 
TinyPic image
+ نوشته شده در سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 8:22 بعد از ظهر توسط مائده |

سایت photobloggies سالانه بهترین فتوبلاگ‌های جهان را در زمینه‌های مختلف انتخاب می‌کند.

TinyPic image 

انتخاب فتوبلاگ برتر در این سایت دو مرحله دارد ، در مرحله نخست هر صاحب فتوبلاگی می‌تواند خود را نامزد کند ، همچنین هر کاربری اینترنتی می‌تواند در هر موضوع مسابقه سه وبلاگ را کاندید کند. در مرحله بعدی هیئت داوران فتوبلاگ های برتر را انتخاب می‌کند. در اعتبار اعضای این هیدت داوران نباید شک کرد ، چرا که آنها از همگی از اعضای مجله های معروف عکس هستند:


AK47.tv, File Magazine, foto8, Gomma Magazine, Hamburger Eyes, JPG Magazine, Light Leaks, U&I Magazine

مروری بر فتوبلاگ های برتر سال به همراه آخرین عکس منتشر شده در آنها ، می‌تواند بسیار جالب باشد. نخست بهترین عکس‌ امسال و بهترین عکس‌های سال‌های 2005 و 2004 را معرفی می‌کنم.

بهترین عکس سال: بهترین عکس سال 2006 در میان عکس‌های فتوبلاگ‌ها ، «غزل روز برفی» یا SNOW-DAY SONNET نام دارد و در اینجا منتشر شده است:

TinyPic image 

این عکس را تایلر نیکسون صاحب  فتوبلاگ http://wink. nixone.com گرفته است ، وی مقیم کانادا است. همین فتوبلاگ امسال برنده بهترین طراحی فتوبلاگ هم شده است. این عکس در 28 نوامبر 2006 با یک دوربین Nikon D200 گرفته شده است.

فتوبلاگ برتر سال 2006 ، http://www.travisru se.com انتخاب شده است. عکاس این فتوبلاگ مقیم بروکلین است. مصاحبه‌ای هم با نیویورک تایمز داشته که خواندنی است.

TinyPic image

در سال‌های 2005 و 2005 وبلاگ نام‌آشنای ، daily dose of imagery به آدرس http://wvs.topleftp ixel.com برای دو سال پیاپی فتوبلاگ سال انتخاب شد. صاحب این فتوبلاگ معروف کسی نیست جز سام جوانروح. ایشان از سال 99 در تورنتوی کانادا مقیم هستند.

در سال 2004 عکس زیر ، عکس برتر سال شد:

 TinyPic image

 

و در سال 2005 ، این عکس:

TinyPic image

در ادامه این پست به لیست برندگان امسال به همراه نمونه هایی از آخرین کارهای آنها توجه کنید. توجه کنید که عکس‌های انتخاب شده صرفا آخرین عکس هر وبلاگ است و جایزه به تک عکس در این وبلاگ‌ها داده نشده است.

 

بهترین فتوبلاگ آمریکایی:

http://www.durhamto wnship.com

 TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ کانادایی :

http://www.makingha ppy.com

TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ آمریکای لاتین :

http://www.ojorojo. info

 TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ اروپای غربی:

 http://www.moodahol ic.com

TinyPic image

 

بهترین وبلاگ استرالیا و نیوزیلند:

 http://www.seriocom ic.com

TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ روسیه و اروپای شرقی:

 http://dgoutnik. net

TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ ژاپنی :

 http://1965. cc/monochrome


TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ آسیای جنوب شرقی:

 http://www.hendrala uw.com

 TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ خاورمیانه و آفریقا:

 http://alikhaligh. com/photoblog

TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ از نظر زیرنویس و نوشته‌های همراه عکس:

http://gotreadgo. blogtog.com

TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ از نظر عکاسی سیاه و سفید :

http://www.shannonr ichardson. com/electrolite. html

 TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ از نظر عکاسی حیات وحش:

 http://www.davidkph otography. com

TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ از نظر عکاسی انتزاعی:  

http://www.deceptiv emedia.co. uk

TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ از نظر عکاسی استودیویی :

http://blog. ayola.com

TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ عکاسی روزنامه‌نگاری:

http://www.fourteen placestoeat. com

 TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ عکاسی منظره‌ای :

http://www.milouvis ion.com

TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگی که از دوربین‌ ارزان قیمت استفاده می‌کند :

http://www.mylalala nd.com/hello/ index.html

TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ عکاسی خیابانی :

http://www.thenarra tive.net

TinyPic image

 

 بهترین فتوبلاگ عکاسی پرتره : 

http://www.istoica. com/everyday

TinyPic image

 

رازآمیزترین؟ :

http://flakphoto. com

TinyPic image

 

بهترین طراحی فتوبلاگ :

http://wink. nixone.com

 TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ با عکاس زیر 18 سال سن :

http://www.dyroxy. com

TinyPic image

 

بهترین فتوبلاگ تازه تأسیس :

http://www.apocalyp s.ca

TinyPic image 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 1:3 بعد از ظهر توسط مائده |

همزمان با فرارسيدن روز جهاني صنايع دستي، 25 پيكرتراش،تنديس يك سرباز هخامنشي 4متري را ساخته و با شكلات تزئين مي‌كنند.


در حاشيه برپايي نمايشگاه صنایع دستی و سوغات در تهران که از ۲۰ تا ۲۷ خرداد ماه بر پا می شود تنديس يك سرباز هخامنشي به طول 4 متر توسط 25 پيكر تراش تراز اول كشور ساخته خواهد شد و با 500 كيلو شكلات تزيين مي‌شود.
اين مجسمه، ساعت 17 روز 24 خردادماه پرده‌برداري خواهد شد. علاقمندان مي‌توانند از مراحل ساخت مجسمه نيز بازديد كنند.

+ نوشته شده در شنبه 19 خرداد1386ساعت 12:58 بعد از ظهر توسط مائده |

گرافیک در طول تاریخ و در هر جای دنیا هر دو بعد فرهنگی و تجاری را هم در شاخه های مختلف و هم در آن واحد به همراه داشته است.گرافیک فرهنگی ایران ابعاد و توان قابل‌ملاحظه‌ای دارد. شاید گرافیک تجاری ما در قیاس با گرافیک تجاری و تبلیغاتی معاصر جهان بسیار عقب مانده باشد، اما گرافیک فرهنگی ما در بسیاری نمونه‌ها پا به پای گرافیک جهانی پیش رفته است.

آیدین آغداشلو ضمن بیان مطلب فوق به خبرگزاری مهر اضافه کرده: "تجاری بودن عیب گرافیک محسوب نمی شود، بلکه بخشی از آن را تشکیل می دهد. گرافیک واقعی فرهنگی ایران از دهه 1340 شمسی گسترش پیدا کرد و به جایگاه حقیقی خود دست یافت."

وی درباره سطح کیفی و جایگاه طرح های گرافیکی روی جلد نشریات و کتاب‌ها گفته است: "این مسئله بستگی دارد که طراحی روی جلد نشریات و کتاب‌ها به دست چه گرافیستی انجام شود. بخش عمده این‌گونه طرح ها با سرعت و بدون خلاقیت کافی انجام می شود. این امکان را رایانه در اختیار برخی گرافیست ها قرار داده که می توانند به سرعت هر شکل سرهم بندی شده ای را بسازند."

نمونه‌های پیش پا افتاده و سرهم بندی شده

وی معتقد است: "کم نیستند گرافیست های جوان و بسیار بااستعدادی که هر سفارشی را با علاقه و صرف وقت به عنوان یک اثر هنری تلقی می کنند و نمونه های درخشانی از یک اثر گرافیکی معاصر را به وجود می آورند. اما تعداد آنها چندان زیاد نیست و متاسفانه گرافیک معاصر ما به سرعت به سمت و سوی سرهم بندی و به وجود آوردن نمونه های پیش پاافتاده پیش می رود که نه ماندگار خواهند بود و نه نماینده جریانی قابل توجه و قابل قبول در گرافیک معاصر ما."

آیدین آغداشلو اضافه می‌کند: " ظاهرا به دلیل حجم انبوه سفارش ها و حجم انبوه‌تر گرافیست‌های جوانی که از دانشکده های هنری فارغ التحصیل می شوند، این سهل‌انگاری دارد رسم روز می شود. اما من به عنوان یک بییننده و تعقیب کننده جریانات هنری کشور ناچار دل می‌بندم به کار گرافیست هایی که جایگاه هنری خودشان را با دقت حفظ می کنند."

+ نوشته شده در یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 2:24 بعد از ظهر توسط مائده |

پروفسور استفان ویلیام هاوکینگ

او از هر گونه تحرک عاجز است. نه می تواند بنشیند نه برخیزد و نه راه برود.حتی قادر نیست دست و پایش را تکان بدهد یا بدنش را خم و راست کند. از همه بدتر توانایی سخن گفتن را نیز ندارد زیرا عضلات صوتی او که عامل اصلی تشکیل و ابراز کلمات هستند مانند ۹۹ درصد بقیه عضلات حرکتی بدنش در یک حالت فلج کامل قرار دارند. مشتی پوست و استخوان است روی یک صندلی چرخدار که فقط قلب و ریه ها و دستگاه های حیاتی بدنش کار می کنند و بخصوص مغز فعالی دارد یک مغز خارق العاده که دمی از جستجو پژوهش و رهگشایی به سوی معماها و ناشناخته ها باز نمی ماند. استفان ویلیام هاوکینگ دز ششم ژانویه سال ۱۹۴۲ دقیقا ۳۰۰ سال پس از روزی که گالیله دیده از جهان فرو بسته بود در خانه ای کوچک در شهر دانشگاهی آکسفورد به دنیا آمد و تحصیلات اولیه را در همان شهر گذراند. بعدها و زمانی که نام او مرزهای دانش را درنوردید همیشه از تقارن تولدش با سالگرد وفات گالیله به عنوان تصادفی اعجاب انگیز یاد می کرد که او را به گذشته ای پرافتخار ارتباط می دهد.

پروفسور استفان هاوکینگ دعوت پژوهشگاه دانش های بنیادی کشورمان را پذیرفته است بدین ترتیب ایرانیان به زودی میزبان برجسته ترین دانشمند زنده جهان در کشورشان خواهند بود.

TinyPic image

+ نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط مائده |

سير تحول گل لوتوس در طراحي گرافيک/ از هخامنشي تا دوره اسلامي


يکي از راههاي پي بردن به تاريخ هنر و معماري توجه و بررسي نقش گياهان مقدس است که در هر دوره و زمان مورد توجه هنرمندان بوده است. وجود اين گياهان به عنوان يک عنصر اصلي تزئيني در معماري و هنر دوران مختلف زندگي بشر از باستان تا قرن حاضر سئوالات بسياري را در ذهن هر انساني به وجود مي آورد که چرا اين گياهان اين چنين مورد توجه قرار گرفته اند، مبدا" و منشاء آنها از کجا بوده و فلسفه ي وجودي آن چه بوده است.
در ميان اين نمادهاي گل مانند، نشانه اي وجود دارد که به طور پيوسته در کل هنر واسطوره شناسي مشرق زمين تکرار شده است، اين گل ،( نيلوفر آبي، لوتوس يا سوسن شرقي) مي باشد و در اغلب کشورهاي آسيايي به عنوان سمبل و نماد همگاني مطرح گرديده است.
لوتوس که در ضمير ناخودآگاه انسان ريشه اي عميق دارد و در درون خود دنياي خدايان و انسانها را احاطه کرده با منشاء زندگي و تخيل آدمي جوش خورده است، بدين معني که مبين رشته هاي جادويي و روحاني مي باشد که نخستين آدميان را به جهان مي پيوندد. نخستين تصاويري که بشر از اين گياه خلق کرده بيانگر حس انتزاع گرايي اوست.
از آنجائيکه اين رمز ريشه در باورهاي ديني- مذهبي و اسطوره اي دارد با گذشت زمان ، تغيير آداب ، عقايد و شرايط اجتماعي نه تنها حضورش کم رنگ نگرديده بلکه مستحکم تر به جلوه گري خود ادامه داده و قدرت، صلابت و پايداريش را تثبيت کرده است.
( از اين رو در اين مقاله سعي گرديده با بيان مفاهيم عالي و روحاني لوتوس، به صورت زنجيري، سير تحول و تکامل آن در هنر معماري ايران در دوره هاي مختلف بررسي گردد)
در افسانه ها و باورهاي مردمان کهن چنين آمده است که در ابتداي خلقت، زماني که خالق تنها در ميان آبهاي نخستين قرار داشت، همانطوريکه متعجب بود که خلقت را از کجا شروع کند، برگ لوتوسي را مشاهده نمود که تنها موجود بود، مقداري از گلي که لوتوس در آن رشد مي کرد در دست گرفت و بر روي برگ لوتوس قرارداد و سطح زمين بوجود آمد. به اين ترتيب نيلوفر سمبل جهان گرديد و لايه هاي متعدد گلبرگهاي آن نمايانکر ادوار مختلف جهان، مقاطع و مراتب گوناگون هستي. درباور آنها هشت گلبرگ نيلوفر نشانه ي هشت جهت وجود است که پس از خلقت از قعر آبهاي اوليه ظهور کردند اين هشت جهت عبارتند از (راست-چپ، جلو-عقب، بالا-پائين، بيرون- درون)
ظهور نيلوفر از آبهاي اوليه که عاري از هر گونه آلودگي بوده، نشانه خلوص، پاکي و نيروي بالقوه است که از درون آن نيروي        مقدس حيات، دانش و معرفت ظهور مي کند.
اين گل بيانگر نمادهاي مختلف مي باشد که مشترک با عقايد ساير ملل نيز هست بعنوان مثال سمبل باروري- کاميابي-قدرت حاصلخيزي زمين- حمايت از هر موجود زنده- صلح جهاني- زيبائي، تندرستي، مظهر عشق، رياضت و عبادت مي باشد. لوتوس مظهر روشنايي نيز هست در نتيجه حاصل قدرتهاي خلاق آتش، خورشيد قمر است و به عنوان محصول خورشيد و آبها شناخته شده است. در اساطير ايران اين گل سمبل ايزد بانوي ناهيد است که جاي مهمي در آئين هاي ايران باستان به خود اختصاص مي دهد وي ايزد بانوي آب مي باشد که در نقوش برجسته به صورت زني جوان حجاري شده است نام اين خدا نخستين بار به صورت آناهيتا در کتيبه هاي هخامنشي ديده شده است بنابراين گل نيلوفر آبي را گل آناهيتا به شمار آورده اند.
نيلوفر با آئين مهري نيز پيوستگي نزديک مي  يابد. در صحنه زايش مهر، او از درون غنچه نيلوفر متولد گرديده است بنابراين بر خلاف اينکه ريشه لوتوس را در آئين بودا پنداشته اند به آئين مهر يا ميتراسيم که قدمتي بس طولاني تراز آئين بودا دارد مربوط مي گردد.
در دين زردتشت اين گل سمبل اهورا مزداست. سمبل انساني اهورمزدا نيم تنه مردي است که شاخه اي از گل لوتوس را در ميان انگشتان خود گرفته است. زرتشتيان بر اين باورند که نيلوفر آبي جايگاه نگهداري تخمه يا فر زرتشت بوده که در آب نگهداري مي شده است.
از آنجائيکه اين گل مظهر سه خدايي دين هخامنشيان يعني ميترا يا مهر، آناهيتا و اهورامزدا است، بارزترين و زيباترين نقوش آن در تخت جمشيد به تصوير کشيده شده است.
تزئينات لوتوس در اين دوره به دو صورت به چشم مي خورد دسته اول به صورت مکمل اصلي بر روي ساير نقوش معماري نظير جنگ افزارها، پوشاک و دردست بزرگان و صاحب منصبان به چشم مي آيد.
دسته دوم به صورت منفرد در جاي جاي آثار معماري هخامنشيان و يا در ترکيب با گياهان ديگر ديده مي شود.
زيبا ترين نقش نيلوفر را در هنر معماري ايران، در سر ستون پاسارگاد و تخت جمشيد مي توان ديد که از جهت عظمت زيبائي و استحکام هنري بر جسته ترين پديده معماري ايران محسوب مي گردد.
در تخت جمشيد 25 طرح مختلف از لوتوس بسته به کاربردش به تصوير کشيده شده است که به آنها اشاره مي گردد
8 طرح لوتوس در ستونها بکاررفته است 5 طرح از آن در پايه ستونها و سه طرح در قسمت زير سر ستونها (تصاوير) ...
چهار گونه از آن در دستان بزرگان و افسران ارتش قرار دارد که فرم آن بيانگر مقام و رتبه آنهاست. تصاوير ...
3 طرح 16،12و8 پر لوتوس ديده مي شود که رابطه مستقيم با علم نجوم دارد ،طرح 16 پر آن نشان دوازده ماه سال بعلاوه 4 سال کبيسه است، دوازده پر آن نشان دوازده ماه سال است و 8 پر آن نشان خورشيد.
همچنين اين سه طرح بيانگر حضور سه خدا يعني ميترا، آناهيتا و اهورامزدا نيز مي باشد.
يک نقش بارور و غنچه دار از اين گل وجود دارد که نشان قدرت، پويايي، برکت و صلح است اين گل نشانه خاص پادشاه بوده و در دستان داريوش شاه و خشايارشاه ديده مي شود. تصوير...
طرح ديگري از لوتوس به صورت فرم گلداني است در پايه تخت روان داريوش تصوير...
نمونه ديگر نقشي است از ترکيب لوتوس و درخت نخل که بر ديواره هاي تخت جمشيد ديده مي شود و برخي آن را گل آفتابگردان هم مي نامند...
و نهايتا" نقشي از لوتوس وجود دارد که بر روي دشنه داريوش شاه مشاهده مي شود، ظرافت و زيبائي اين طرح به حدي چشم نواز است که مي توان روح هنر معماري را در آن مشاهده کرد. تصوير...
پس از هخامنشيان در زمان سلوکيان و اشکانيان : تزئينات معماري تحت تاثير هنر معماري يونان قرار گرفت با اين وجود لوتوس باز هم به جلوه گري خود ادامه داد و تحت نفوذ هنر يونان دچار تحولاتي در شکل و فرم خود گرديد. کار مهم هنر اشکانيان در زمينه معماري دستيابي به گنبد روي گوشواره و تکوين ايوان طاق دار است که خود بر گرفته از فرم طاق دار نيلوفر آبي است. تصوير ما در دوره حکومت ساسانيان يکبار ديگر روح هنر هخامنشيان بازتاب مي يابد در اين عصر دامنه تزئينات توسعه بيشتري      مي يابد و آراسته تر مي گردد، اجزاي تزئيني گل لوتوس بيشتر گرديده و فرم مارپيچي و پيچيده بودن گل مشهود مي گردد نقش هاي ديگري که در اين دوره ديده مي شود نقش هاي ترکيبي از چند نوع گياه شامل نيلوفر آبي به همراه هلال هايي است که در آنها گل ستاره ايي و نيم برگ نخل بکاررفته است. تصاوير زير خود بيانگر تحولات لوتوس در اين دوره مي باشد.
در دوره اسلامي از آنجائيکه پيکره سازي در معماري به دلايل عقايد مذهبي ممنوع گرديد، هنر معماري شکل و فرم هندسي به خود گرفت و خطوط هندسي به ايفاي نقش پرداختند به همين دليل شکل و فرم اين گل براي هماهنگي با اين سبک جديد کاملا" متحول شد و قابليتهاي فرمي جديدي را به خود گرفت اما اساس و پايه آن به همان نقوش هخامنشيان بر مي گردد. به عنوان مثال قرنيس هاي بکار رفته در معماري اسلامي بر گرفته از فرم گلداني نيلوفر دوره هخامنشيان است.
در اين دوره طرح لوتوس از حالت ساده بيرون آمد و فرم تزئيني و استيليزه تري به خود گرفت، خطوط منحني و مارپيچ بيشتر گشت. برگهاي اين گل در کنار خود گل به ايفاي نقش پرداخت و بياني گرديد از فرم گنبد، طاق و ايوان.
يکي از زيباترين تصاوير از گل و برگ لوتوس در اوايل دوره اسلامي تلفيق اين گل با خطوط کوفي است که کتيبه هاي بسيار زيبايي را در معماري اسلامي نقش آفريني کردند.
اما بيشترين تحول لوتوس در دوره صفويه شکل مي گيرد. در اين عهد يکبار ديگر نقش قدرتي لوتوس در حيطه پادشاهي احيا مي گردد و پايه و اساسي مي گردد براي نقش بندي گل شاه عباسي که خود نشان مخصوص شاه عباس بوده است و جايگاهش در تاج پادشاهي واقع مي گردد و تصوير ... در دوران زنديه و قاجاريه تحول چنداني در اين گل بوجود نيامد اما نمود بارز در هنر هاي ديگر نظير قاليبافي فلز کاري و ... پيدا کرد. تصاوير متحول شده اين دوران، انسانهاي اين عصر را بارموز جاوداني خود به دروازه هاي پر رمز وراز گذشته هاي دور     مي برند. به افسانه هاي جادويي پيشينيان که آدمي را مبهوت مي کند. در آخر چنين مي توان نتيجه گيري کرد که نقش لوتوس
1-
همانند ساير هنرهاي کاربردي و تجسمي داراي يک روند تحول و سير تکاملي در طول دوره هاي مختلف باستان به خصوص در دوره اسلامي بوده است.
2-
اين نقش تحت تاثير اشکال و تزئينات معماري قرارگرفته و معماري نيز متقابلا" تحت تاثير اين طرح بوده است.
3- سير تحول نقش اين گل ، تحول آن را از يک هنر آئيني به يک هنر کاربردي نشان مي دهد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 1:21 بعد از ظهر توسط مائده |

مسعود ده نمکی: "می خوام خودم رو به دیونگی بزنم تا بتونم حرفای گنده بزنم."

مسعود ده نمکی در اخراجی ها قهرمانان جنگ را از تقدس اسطوره ای و غیر قابل دسترسی به آدم های عینی و قابل باور تغییر داد تا نسلی که جنگ را فقط در اندازه خاطرات شنیده شده و سینمای دفاع مقدس می شناخت ببیند که وقتی پای غیرت ملی به میان می آید هر کس به اندازه جانش در دفاع از آب و خاکش مسئول است.

اگر ایران اسلامی در جنگ تحمیلی شخصیت هایی همچون سید مرتضی - حاجی کمالی - سرهنگ شرافت و ... را که در اخراجی ها به تصویر کشیده شدند و عرق ایرانی بودنشان را با ایمان سرشار خود همراه کردند و از جان شان گذشتند داشت آدم هایی چون مجید سوزوکی هم بودند که از عشق زمینی به عشق بزرگ تر و جاودان رسیدند و از خاک وطن دفاع کردند.

اخراجی ها روایتی است صادق از حقیقتی که نقاب ریا و لعاب را نگرفته تا همه بتوانیم باورش کنیم.

+ نوشته شده در سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط مائده |

  TinyPic image
+ نوشته شده در شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 4:23 بعد از ظهر توسط مائده |

تو ای نایاب ای ناب مرا دریاب دریاب

منم بی نام بی بام   مرا دریاب تا خواب

مرا دریاب مستانه  مرا دریاب تا خانه

مراقب باش تا بوسه  مرا دریاب بر شانه

مرا دریاب من خوبم  هنوزم آب می کوبم

هنوزم شعر می ریسم هنوزم باد می روبم

مرا دریاب در سرما  مرا دریاب تا فردا

مرا دریاب تا رفتن  مرا دریاب تا اینجا

مرا دریاب تا باور  مرا دریاب تا آخر

مرا دریاب تا پارو  مرا دریاب تا بندر

تو ای نایاب ای ناب  مرا دریاب دریاب

منم بی نام بی بام  مرا دریاب تا خواب

TinyPic image

 

+ نوشته شده در شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 4:21 بعد از ظهر توسط مائده |

متخصصان ، اين تابلو را در زير زمين موزه اي در كرواسي كشف كرده اند.
تا پيش از اين ، كسي از وجود چنين تابلويي خبر نداشته است ؛ متخصصان در حال بررسي مجموعه اي در موزه "ميمارا " بودند كه به اين اثر برخوردند.
اين تابلوي رنگ روغن كه امضاي " ون گوگ" را در گوشه اي از خود دارد ، زن و يك دختر را در جنگلي در هلند نمايش مي‌‏دهد.
" داركو گلاوان" ، سخنگوي موزه مذكور گفت : يك متخصص آثار هنري از هلند تاييد كرده كه اين نقاشي اثر " ون گوگ" بوده و احتمالا در سال 1882 نقاشي شده است.

TinyPic image

+ نوشته شده در جمعه 31 فروردین1386ساعت 2:1 بعد از ظهر توسط مائده |

 

به‌رغم پي‌گيري 15 ماهه‌ي افسانه مميز، هنوز ردي از عروس 45 ساله‌ي مرتضي مميز پيدا نشده است.

اين تابلوي يك در سه‌ونيم متري با عنوان "عروسي مرتضي و ونوس"، پروژه‌ي ديپلم زنده‌ياد مرتضي مميز در سال 1340 بوده كه گفته مي‌شود آخرين‌بار سال 58، در جريان برپايي نمايشگاهي با مسووليت هانيبال الخاص و هم‌كاري دانشجويان هنر دانشكده‌ي هنرهاي زيبا ديده شده، سال‌هاست بدون هيچ رد و نشاني، مفقود مانده است.

به‌رغم تعيين جايزه‌ي بنياد مميز براي يافتن هرگونه سر نخي از تابلوي يادشده، تاكنون هيچ‌گونه اطلاعاتي دريافت نشده و پي‌گيري‌هاي همسر مميز براي يافتن تابلو يادشده از دوستان، آشنايان و كسان بسياري كه به ‌هر شكل و شيوه‌اي با مميز و گذشته‌ وي در ارتباط بوده‌اند، به نتيجه‌اي نرسيده است.


ده ماه پيش، افسانه مميز - همسر مرتضي مميز - از تمام كساني كه نشانه، رد يا حتا تصويري از تابلوي يادشده داشتند، خواست به‌وي كمك كنند، اما با گذشت 15 ماه اظهار مي‌دارد هرچه بيشتر گشته كمتر يافته است.

اظهارات دوستان و هنرمندان نزديك به مرتضي مميز مبني بر خارج شدن اين اثر هنري از كشور يا در ايران بودن پروژه‌ي ديپلم زنده‌ياد مرتضي مميز، متناقض و متفاوت از يكديگر است. عده‌اي تاكيد دارند تابلو در يكي از مجموعه‌هاي داخل كشور موجود و پنهان است و بعضي گمان مي‌كنند كه اين تابلوي سه‌ونيم‌متري از كشور خارج شده است.


افسانه مميز، پيشتر در نامه‌اي رسمي از رييس دانشكده‌ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران ‌خواسته بود تا در صورتي‌كه اين تابلو موجود است، براي تحويل آن به بنياد مميز، اقدام قانوني لازم را انجام دهد و در پي آن دكتر حبيبي دستور پي‌گيري كار را داده و كساني را هم مامور مي‌كند، اما تابلو در هيچ‌كدام از انبارهاي دانشكده يافت نمي‌شود. 

ایران اکونومیست
 

+ نوشته شده در یکشنبه 13 اسفند1385ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط مائده |

اگه سبزم اگه جنگل اگه ماهی اگه دریا                                                                               
اگه اسمم همه جا هست روی لبها تو کتابها
اگه رودم رود گنگم مثل بودا اگه پاک
اگه نوری به صلیبم اگه گنجی زیر خاک
واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم
اگه پاکم مثل معبد اگه عاشق مثل هندو
مثل بندر واسه قایق واسه فایق مثل پارو
اگه عکس چهل ستونم اگه شهری بی حصار
واسه آرش تیر آخر واسه جاده یه سوار
واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم
اگه قیمتی ترین سنگ زمینم توی تابستون دستای تو برفم
اگه حرفای قشنگ هر کتابم برای اسم تو چند تا دونه حرفم
اگه سیلم پیش تو قد یه قطره اگه کوهم پیش تو قد یه سوزن
اگه تنپوش بلند هر درختم پیش تو اندازه دکمه پیرهن
واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم
اگه تلخی مثل نفرین اگه تندی مثل رگبار
اگه زخمی زخم کهنه بغض یک در رو به دیوار
اگه جام شوکرانی تو عزیزی مثل آب
اگه ترسی اگه وحشت مثل مردن توی خواب
واسه تو قد یه برگم پیش تو راضی به مرگم
 
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 11:59 قبل از ظهر توسط مائده |

اندي وارهول، چهره‌ي شاخص هنر مدرن كه همچنان به‌صورت معما باقي مانده است، حتی ‌٢٠سال پس از مرگش، چهره‌ي شاخص و تاثيرگذار هنر پاپ در ميان هنرمندان معاصر و بسيار محبوب در ميان مجموعه‌داران است.

"اندي وارهول" سال ‌١٩٢٨ در پترزبورگ متولد شد و در سال ‌١٩٨٧ در نيويورك از دنيا رفت. او هنرهاي تبليغاتي را در دانشگاه "كارنگي الون" در پترزبورگ ‌آموخت. نخستين نمايشگاه بزرگ او در سال ‌١٩٦٢ در گالري "فروس" در لس‌آنجلس برگزار شد. پس از آن كارهاي وي براي نمايشگا‌ه‌هاي بي‌شماري در موزه‌ها و گالري‌هايي در سراسر دنيا تبديل به يك موضوع فعال رفت.

كارل دييل، نقاش و منتقد نيويوركي كه پيش از مرگ اين هنرمند آمريكايي، فوريه سال ‌١٩٨٧، با او كار مي‌كرده، گفته است: بالاخره هركسي به مراتبي از او تاثير مي‌پذيرد، زيرا خلاقيت او بي‌حد و حصر بود و محدوديتي نمي‌شناخت.

چهار دهه پس از مبهوت‌كردن دنياي هنرهاي زيبا با نقد طنزآميزش از جامعه مصرف‌كننده - ‌٣٢ كرباس و صفحه ابريشمي توليد انبوه كنسروهاي كمپبل سوپ - همچنان كارهايش خواهان بسياري دارد.

مسوول آژانس املاك هنگ‌كنگ، جونس لائو، سال گذشته، بيشترين قيمت پرداخت شده براي كارهاي وارهول را براي خريد يك تصوير پرتره از رهبر سابق چين، مائو زدنگ، به مبلغ ‌٧/١ ميليون دلار در يك حراج در نيويورك پرداخت.

رابرت منلي، رييس حراجي‌هاي آثار هنرهاي معاصر كريستي نيز گفته است:‌ بازار كارهاي وارهول طي چند سال اخير به‌صورت تصاعدي رشد كرده به‌طوري‌كه در هر فصل سطح قيمت كارهايش بالاتر مي‌رود.

وارهول كه كارش را به‌عنوان تصويرگر تجاري شروع كرد به سرعت قدرت تصوير را درك كرده و در همان مراحل اوليه شروع به پروراندن سبك خود كرد. بر معماگونه، راهي كه از طريق آن او از پاسخ دادن به سوالات مربوط به خود وكارهايش امتناع مي‌كرد، همچنين اقبال عمومي از استوديو‌اش - كارخانه‌ايش - در منتهتن و اطرفيان غير عادي‌اش همه و همه در پيچيده‌تر كردن معماي وارهول، تاثير داشتند، اما بعضي‌ها از اين هاله‌ي الهام كه عمق و پيچيدگي‌ كارهايش را تحت تاثير قرار داده، ابزار تاسف كرده‌اند.

وارهول به آزمايش و كاركردن با تكنيك‌هاي مختلف و استفاده از موادي مانند عكس و فيلم كه به‌طور معمول با نقاشي و هنر ارتباط كمتري دارند، علاقه زيادي داشت.

دنا دسالرو، مدير مسوول موزه هنرهاي آمريكايي ويتسنيا، در اين باره چنين گفته است: بزرگ‌ترين يادگار او اين بود كه وي علاقه بسياري به كنكاش در حيطه‌هاي جديد در عرصه توليد هنر داشت. در واقع او وادي صفحه ابريشمي عكاسي را با هنر نقاشي دوباره به هم پيوند داد كه اين عمل او روند هنر نقاشي و طرز تفكر ما درباره آنرا تغيير داد.

تصويرهاي او مانند «صندلي الكتريكي» به ذهن هر بيننده‌اي خوبي‌ها و بدي‌هاي ايالات‌ متحده آمريكا، فرهنگ آمريكا، مصرف‌گرايي آمريكايي و سياست آنرا متبادر مي‌سازد.

دسالروو افزوده است: من فكر نمي‌كنم وارهول شخصي سياسي بود، اما هنرش اين‌طور بود؛ تصويري كه او درباره‌ي شخصيت آمريكايي‌ها و روح روان‌شان در ذهن داشت خيلي تاريك، اما در عين حال خوش‌بينانه بود.


وارهول در دهه ‌‌١٩٨٠ به سينما و تلويزيون نيز روي آورد و قصد داشت كه طرح‌هاي ذهني خود را از طريق اين رسانه‌ها هم به‌نمايش بگذارد.

او خود گفته است كه هيچ وقت مطالعه نمي‌كند، تنها تصاوير را نگاه مي‌كند و از نقاشي هم متنفر است.

ایران اکونومیست

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اسفند1385ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط مائده |

به باور اشتباه گروهي از دوستان بيست و نهم بهمن ماه روز سپندارمذ ميباشد اما همانطور که از نام اين روز پيداست و در آيين هاي ايران زمين آمده پنجم اسفند ماه ميباشد و دليل آن نيز موافق آمدن نام ماه با نام روز است. اين روز را پارسيان بنا بر قاعده ي کلي که پيش از ايشان معمول بوده چون نام ماه با نام روز موافق آيد جشن سازند و عيد نمايند. در اين روز نيک است رخت نو پوشيدن و درخت نشاندن. در اين روز بنا بر آداب ايراني مردان به زنان هديه داده و مقام آنان را نيک تر از ديگر گاهان ميشمرند. اين روز را روز جشن و پاسداشت مقام زن دانسته اند ولی آنچنان که در زير مي آيد زنان نيز در اين روز به آزادی و دلخواه مرد مورد دلخواه خود را پاس ميداشته اند.

گروهي از دوستان تلاش داشته که اين جشن را که مراسمي است از ايران باستان با جشن يادبود والنتاين (کشيش والنتاين و روز جهانی عشق) مقايسه و در صورت امکان جايگزين نمايند که کاری است زيبا و پسنديده. بدين دليل که مراسمي اينچنين در ايران باستان آميخته با آيينهايي بس زيبا وجود داشته و تا مدتی پيش نيز برگزار ميگرديده. ولی همانگونه که ميدانيد پس از حمله ی تازيها به ايران زمين آيين های پارسی دچار خفقان شده و بد بختانه گاهی کمرنگ گرديده و با اشتباه و افسانه در آميخته اند. در اين تحقيق قصد برتری دادن به آيين کهن سرزمين خويش را ندارم چون عشق را مناسبتی لازم نيست که جاري شود، بلکه در هر نفس بايد عشقی باشد به کسی که دوست تر داريمش. خواست من فقط ارائه ی اطلاعاتی در باره اين روز به ياران و دوستان بود. تا چه افتد... اميد که مقبول طبع باشد.

سپندارمذ: به معني اسفندارمذ است که ماه دوازدم از سال خورشيدي و پنچمين روز ماه موسوم است. نامهاي ديگر اين روز در اوستا سپنتا آرمئيتي ، در پهلوي سپندارمت و در فارسي سپندارمذ و اسفندارمذ و سفندارمذ. سپنت صفت است به معناي مقدس که بعدها به آرمئيتي وصل شده. اَرِم که قيد است به معني درست، آنچنان که بايد و شايد، به جا. دوم متي، به معني انديشيدن، در ترکيب ارم+ متي، ميم ادغام حذف شده، بنابراين ارمتي به معني فروتني و بردباري و سازگاري و سپنته آرمتي به معني بردباري و فروتني مقدس است.

اسپندارمذ يکي از امشاسپندان هفتگانه دين زرتشت است. اسپندارمذ در عالم معنوي مظهر عشق و محبت و بردباري و تواضع اهورامزدا است و در جهان جسماني فرشته ايست موکل بر زمين و به اين مناسبت آنرا مونث دانسته، دختر اهورامزدا خوانده اند. سپندارمذ موظف است که همواره زمين را خرم و آباد و پاک و بارور نگاه دارد. هرکه به کشت و کار پردازد و خاکي را آباد کند خوشنودي اسپندارمذ را فراهم کرده است. کليه ي خشنودي و آسايش در روي زمين، سپرده به دست اوست. مانند خود زمين اين فرشته شکيبا و بردبار است. مخصوصا مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. ايزد آبان و ايزد ارد از همکاران و ياران او شمرده ميشوند. ديو ناخوشنودي و خيره سري موسوم به ترمئيتي، همستار يا رقيب و دشمن بزرگ سفندارمذ محسوب است.

آخرين ماه سال و پنجمين روز ماه موسوم است به سپندارمذ. در ايران قديم اين روز را جشن ميگرفته اند. به قول ابوريحان بيروني اين عيد به زنان اختصاص داشته و از شوهران خود هديه ميگرفته اند. از اين رو به جشن مژدگيران معروف بوده است. بيد مشک گل مخصوص سپندارمذ ميباشد.

به بيان ابوريحان بيروني، اسفندارمذ ايزد موکل بر زمين و ايزد حامي و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درست کار بوده است. به همين مناسبت اين روز، عيد زنان به شمار مي رفت. مردم به جهت گرامي داشت، به آنان هديه داده و بخشش مي کردند. در زمان بيروني اين رسم هنوز رواج داشته. نه بر آنکه فقط از هدايا و دهش هايي برخوردار مي شدند، بلکه زنان نوعي فرمانروايي مي کردند و مردان بايد که از آنان فرمان مي بردند. گَرديزي نوشته است از اين جهت جشن را مردگيران مي گفتند که زنان به اختيار خويش و با آزادي، شوي و مرد زندگي خود را بر ميگزيدند.

چنانکه اشاره شد اين جشن را مژدگيران يا مزدگيران نيز ميناميدند. وجه تسميه اين عنوان نيز شايد به آن جهت باشد که در اين روز که عيد ويژه ي زنان بوده، مردان جهت گرامي داشتن و قدر داني، مزد و پاداشي به صورت هدايا بدانان مي دادند و از آنان اطاعت کرده و آرزوهاشان را برآورده مي نمودند. در واقع ميتوان گفت که روز جشن زنان بوده است.

جشن اسپندارمدگان يا جشن برزيگران: به موجب متن سنتي خرده اوستا، چاپ موبد رستم رشيد خورسند جشن اسپندارمذگان را جشن برزيگران نيز مينامند، که روز پنجم از ماه دوازدهم است.

سپندارمذ روز پنجم از هر ماه و ماه دوازدهم سال است. در شکل معنوي و مينوي اش مظهر بردباري و س